زندگی ایده آل داشته باشیم - توفیق اجباری
بسم الله الرحمن الرحیم
|
|
|
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 مرداد1389 توسط فولاد آبدیده
|
در وبلاگ یکی از دوستان عزیز متن قشنگی رو دیم که خیلی دوسش دارم. گاهی کمان میکنی و نمیشود گاهی گمان نمیکنی ولی میشود،گاهی نمی شود که نمیشود گاهی هزار دوره دعا، بی اجابت است ،گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود،گاهی گدای گدایی و بخت نیست،گاهی تمام شهر گدای تو میشود. حالا چی شده؟ لطفا به ادامه مطلب بروید. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 مرداد1389 توسط فولاد آبدیده
|
سلام. چندی پیش در یکی از سایت های دوست یابی ایرانی که اعضای خارجی هم داره به عضویت در اومدم. پس از مدتی یه خانوم ۲۴ ساله افریقایی منو به لیست دوستانش دعوت و اظافه کرد.
او از من خواست از طریق ایمیل باهاش مکاتبه کنم. منم فقط یه ایمیل کوتاه سلام و احوال پرسی و از آشناییتون خوشوقتم دادم. اما جواب ایشون Hello Dear, my late father Major General.Johnny Paul Koroma, was the former military leader then in my country while my mother was the managing director of Sierra Leone Groups Gold And Diamond Minning Company Of Sierra Leone then, before the tragic war which claim their life and now living me as an orphan now and I managed to make my way to a near by country Senegal where i am living now. my hobbies are reading and watching sports event like football,and I would like to know you, Your likes and dislikes, your hobbies and what you are doing presently, I will tell you more about myself in my next mail. Attached here is my picture. Hoping to hear from you soon.
ترجمه رو در ادامه مطلب ببینید. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 مرداد1389 توسط فولاد آبدیده
|
دوستی وعلاقه به جنس مخالف عیبی كه ندارد هیچ، تازه باعث شناخت بیشتر برای ازدواج است و مسلما در ازدواج هر چه شناخت بیشتر باشد، تفاهم و سازگاری بیشتر است. پاسخ: پاسخ در ادامه مطلب. لطفا چنانچه پسر یا دختر جوان و مجردی هستید حتما به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 مرداد1389 توسط فولاد آبدیده
|
محققان استرالیایی به تازگی دریافته اند كه موادی مانند كربوهیدرات های،كه به وفور در سیب زمنی یافت می شوند باعث تقویت حافظه می شوند .
بهتر است از غذاهایی كه ارزش غذایی ندارند بپرهیزید،غذاهایی كه فقط باعث چاقی شما میشوند، نه تنها حافظه شما را تقویت نمی كنند بلكه كلسترول خونتان را نیز بالا می برند . این ده ماده غذایی به ترتیب زیر می باشد : 1- اسفناج : اسفناج به دلیل بافت های گیاهی كه دارد از بسیاری از بیماری ها در خانم های پیشگیری می كند.تحقیقات نشان می دهد خانم هایی كه از اسفناج و سبزی های سبز دیگری استفاده می كنند،پیر شدن سلول هایشان را به تاخیر می اندازند.اسفناج به دلیل آنزیم هایی كه در برگ های آن وجود دارد،سیناپس بین سلول های را تسهیل می بخشد.و هوش را تقویت می كند.اسفناج دارای ماده ی دارویی به نام فولیك اسید است كه در جهت تقویت حافظه موثر می باشد.و هم چنین برای افرادی كه دارای عارضه ی قلبی هستند نیز بسیار مفید می باشد. اسفناج حاوی مواد آنتی اكسیدان نیز می باشد، 2- قهوه : قهوه دارای موادی مانند :آنتی اكسیدانها،آمینو اسید،ویتامین و مینرال است.بخصوص اگر دانه های قهوه را دم كنید و بخورید در جهت تقویت حافظه بسیار مفید می باشد.قهوه به دلیل كافئینی كه دارد در جهت تقویت حافظه مفید است.قهوه ی هم چنین بر ضد آلزایمر میباشد و با مصرف مداوم قهوه دچار آلزایمر نخواهید شد . 3- غلات: غلاتی مانند سویا ،لوبیا،نخود فرنگی،عدس سبزیجات دارای روغن بسیار مفیدی هستند كه در جهت تقویت حافظه لازم می باشد .
بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 مرداد1389 توسط فولاد آبدیده
|
بهترین نوع طالع بینی جهان که در هیچ جای اینترنت پیدا نمیشه فقط در
این طالع بینی واقعا منحصر به فرد نه چینیه و نه شمسی. لطفا به ادامه مطلب بروید ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 مرداد1389 توسط فولاد آبدیده
|
۱- فضیلت اعمال مستحبی ماه رمضان ۲-روزه از نظر قرآن ۳-مجمعه نورانی چهل حدیث روزه ۴-احکام روزه برای مشاهده و دانلود لطفا به ادامه مطلب بروید منبع همه کتاب ها سایت میهن دانلود میباشد.
ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 مرداد1389 توسط فولاد آبدیده
|
جمعه روز 22 مرداد ماه خبر خاصی هر چند خیلی کم سر و صدا در ماهشهر بود. تشکل جوانان ماهشهر یک تشکل مردمی و زیر نظر سازمان ملی جوانان تاسیس شد. البته منم اونجا دعوت بودم. در یک مدرسه خیلی خیلی معمولی.در حالی که روز دوم ماه رمضان و روزه دار بودیم. به قول چند تن از جوانان شوخ زمانشو امروز تعیین کردن تا از بابت پذیرایی راحت باشند. حدود هفتاد نفری بودیم. حتی سیستم صوتی هم در کار نبود. از گرما که پختیم چون کولری هم در کار نبود. این تشکل خود گردان واقعا چیز مفیدیه چون یک تشکل خود گردانه که استعداد ها رو گرد هم جمع آوری و اون ها رو در خدم هم و دیگر مردم منظقه میگذاره و به قولی جوانان رو برای تعالی و آبادانی منظقه ی خود منتظر کسی یا سزمان یا بودجه ای نمیگذاره. بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 مرداد1389 توسط فولاد آبدیده
|
چرا گاهی پر انرژی و گاهی کم انرژی می شويم؟ شاید شما هم مثل ما تجربه کرده باشید که بعضی روزها از قدرت و انرژی زیادی برخورداریم و قادر به انجام هر کاری هستیم و بعضی وقتها آنقدر خسته و بی رمق هستیم که از انجام کارهای ساده خود نیز رنجور می شویم، گاهی اوقات سرحال و شاداب هستیم و برعکس بعضی روزها بی دلیل کسل و بی حوصله هستیم و نیز در مورد قدرت ذهن ما نیز چنین است بعضی روزها خوب یاد می گیریم و حافظه خوبی داریم و اما در برخی مواقع کندذهن و تنبل می شویم ، براستی چرا چنین حالتی در ما رخ می دهد؟عوامل بسیار زیادی در پاسخ به این سوالات دخیل هستند، جهان هستی راز و رمزهای عجیبی دارد و عوامل بسیار متعددی می توانند بر حالات و سطوح انرژی های ما تأثير بگذارند که بعضی از اين عوامل درونی و بعضی ديگر عوامل بيرونی هستند.یکی از این عوامل درونی بيوريتم نام دارد که در زير به شرح آن می پردازیم : بيوريتم يعنی زيست آهنگ يا آهنگ زندگی که به خاطر وجود بیوریتم در سیستم بدن ماست که ما تغییر حالت می دهیم، در واقع نیروی جسمانی، حالات روحی و میزان احساسات ما و نیز توان فکری و قدرت یادگیری و حتی حس ششم ما همه به شکل دوره ای کم و زیاد می شوند و در وجود انسان سطوح انرژیهای مختلفی وجود دارد که از بدو تولد فرد شروع به زیاد شدن و سپس کم شدن و تکرار این دوره ادامه می یابد و تغییر این سیکل ها باعث تغییر حالات مختلفی در انسان می شود. واژه بیوریتم در واژه نامه آکسفورد به صورت زیر تعریف شده است: «هر الگوی مکرری از فعالیتهای فیزیکی، احساسی و اداراکی که بر رفتار انسان اثر می گذارد» لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید
ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ شنبه 23 مرداد1389 توسط فولاد آبدیده
|
سلام. خوبین خوشین سلامتین انشائلله چه خبرا ما که چند روزی نبودیم. راستشو بخواین ماجراهای زیادی در این یک ماهه اخیر پیش اومد.که اکثرا بر شکل ادامه ی زندگی منو دوستان و تعین مسیری از مسیر های اصلی زندگی ما موثر بوده.
درست پس از پشت سر گذاشتن روزهایی سخت یعنی پس از سر بالایی صعب العبور، سراشیبی و اخبار و شرایط خوب هم از راه رسید. البته به خاطر تحمل و ایمان به همچین روزهایی آنچنان دور از انتظار هم نبود که ... خبر خوب اینکه در حال حاضر مراحل استخدام در پتروشیمی منطقه رو سپری میکنم و تا حالا دو مرحله از سه مرحله رو با موفقیت و با اختلاف امتیاز قابل توجهی نسبت به دیگر متقاضیان گذروندم. مر حله سوم و آخر هم مرحله مصاحبه فنی هستش که من به راحتی و به شکل ویژه ای از پسش بر میام اما تنها مسئلم اینه که پایان خدمت اصلی رو هنوز ندارم و موقع تحویل مدارک در مرحله دوم نا گفته های اظافی : روز جمعه 8 مرداد میون 1724 نفر متقاضی آزمون دادم و از این بین سه برابر ظرفیت یعنی حدودا 230 نفر میخواستند که من که تنها 20 ساعت مطالعه با روشهای خلاصه ای و تند خوانی داشتم جز ء نفرات اولیه شدم.هرچند رقابت میون این همه آدم کار آنچنان آسونی نبود. مرحله دوم یه خورده پردم در اومد. روز شنبه 16 مرداد بود. روز تحویل مدارک و آزمون روانشناسی و تست هوش. حتی پایان خدمت موقتم رو هم نداشتم( قبلا گم شده بود). در سایت نوشته بودند که در صورت نقصان حتی یک مورد از موارد هم هر گونه اسرار بی نتیجه خواهد بود اما از اونجا که همیشه امیدم رو با خودم دارم رفتم. یه تیپ رسمی قشنگ زدم و خودمو رسوندم. آخرین نفری که مدارک بررسی شد من بودم. خوشبختانه من و چند نفر دیگه که مدارکشون ناقص بود رو گفتن تا نهایتا تا سه شنبه وقت دارید خودتون رو برسونیدخلاصه از همون عصر روز شنبه تا خود ساعت 12.30 ظهر روز سه شنبه رو همش سوار وسایل نقلیه بودم. رفته بودم زاهدان که لا اقل کارت موقتم رو دوباره صادر کنم. که خوشبختانه خوش خلقی و خوش رویی من اونجا خیلی به دردم خورد. خیال داشتم که با پرواز از اونجا به تهران و از تهران دوباره به ماهشهر بیام اما پرواز گیرم نیومد. حیف شد. لا اقل میتونستم واس اولین بار منظره هوایی پادگان رو که اتفاقا توی خود فرودگاه بود ببینم. دلم برای خدمت که تنگ شده از شما چه پنهون. اما خداییش به معنای واقعی سرویس شدم. از شیراز تا ماهشهر رو که دربستی و ناچارا و با هزینه ی گزاف اومدم. راستی حین رفت از ساعت 5 صبح که رسیدم شیراز مستقیما به زیارت شاهچراغ رفتم و دو ساعتی که اونجا بودم واقعا انرژی مثبت زیادی گرفتم.البته برای همه ی دوستان و عزیزان و دیگران هم دعا کردم.تامل کردمو و با خودم گفتم اولین زیارتی که کردم دو سال پیش زمانی که با همخدمتی ها برای اولین بار عازم زاهدان بودیم رفتم و چرا در رفت و برگشت های بعدی یک بار هم سر نزدم.الا الان که دفعه هشتم نهمه که به زاهدان میرم... البته فالوده خورون در شیراز که همیشه در برنامه من بود و جای شما ها که خالی بود. عجب مزه ای داره این فالوده ی شیراز.. خلاصه روز سه شنبه بعد از نهار مدارکم رو تحویل گرفتند اما باز این یارو نفر چکر آخر که خیلی هم سخت گیر بود این بار گفت روی برگه کپی مدرک موقتت بنویس متعهد میشوم در روز مصاحبه کارت اصلی را به همراه خود آورده و تسلیم کنم.گفتم یعنی چی گفت بنویس و امضا کن و گرنه مدارک تحویل نمیگیرم. ما نیز به ناچار نوشتیم... آقای لطفی گفت وظیفه ی من تحویل گرفتن مدارکه تموم شده و وظیفه ی نفر بعدی چیز دیگست و میتونی با همون صحبت کنی. اونجا دیگه به من ربطی نداره. اما آزمون استاندارد تست هوش! 60 سواله و کمی شبیه به آزمون استانداردی که در بعضی از دبیرستان ها برای دانش آموزان سال اولی برگذار میشه. ظرف 20 دقیقه 60 تاشونو با اطمینان بالا صحیح زدم .در حالی که اون لیسانسه هاش تا دقایق آخر ( 35) هنوز داشتن به سوالات اخر فکر میکردند.در مورد هوش و تست هوش بعدا یک مقاله مینویسم.البته من نمونه تست هوش واقعا پیچیده تر از اینا رو با صرف زمان کمتر از زمان تعیین شده طوری زدم که ضریب آیکیومو 122 تعیین کرد. بنابراین طبیعیه که تست هوش های 60 تایی رو راحت بزنم. آزمون روانشناسی رو هم 175 سوال رو با صداقت جواب دادم و خلاصه روز بیست و ششم مرداد ماه هم مصاحبه دارم که البته هماهنگی ها رو تونستم به وجود بیارم. توکل بر خدا و امیدواری همچنان بالا که از خصوصیات بارز این جانب است. --------------------------------------- در این یکی دو ماه اخیر هم که نوازندگی گیتار تمرین میکردم و کمی هم راه افتادم. البته ساز مال خودم نبود. اما سازش از خودم بود. یعنی اینکه صاحب ساز، گیتارش رو به هیچ کس نمیداد اما دوستاش در کمال تعجب دیدن که وحید سازش رو که عاشقشه به من امانت داد تا زمانی که دوره ی آموزش خدمتش به پایان برسه. اگرچه گیتار کلاسیک به اندازه الکتریک گوشهامو ارضا نمیکنه اما واقعا نوازشم میکنه و آرامش عرفانی عجیبی میده. همینطور هم سه تار یا به قول اروپایی ها سی تار. ----------------------------------------- این روزها برای چند بیزینسمندی برنامه ریزی میکنم. در صدد راه اندازی کافینت که هستم. از اون طرف استخدادم پیمانی بهره برداری در پتروشیمی و نیز همزمان تدریس خصوصی پاره ای از تخصص های خودم به دیگران. هر چند جالبه که تمامی کسانی که شماره منو از روی تراکت های روی دیوارها برداشتند و تماس گرفتند دختر بودند و در آخر هم کلاس خصوصی رو برگذار نکردم اما واقعا دلم میخواد چیزی یاد بدم. دلم برای حال و هوای تدریس زمان قبل از خدمت ( زمانی که 18 سالم بود) خیلی تنگ شده. شاگردامو خیلی دوست داشتم. ----------------------------------------- جدیدا پیشرفت هایی در زمینه گرافیک کامپیوتری کردم. اما این بار همه چی فرق میکنه. دیگه وارد دنیای طراحی سه بعدی شدم. اگر چه پیچیدگی نرم افزاری بسیار زیادی داره اما واقعا شیرینه و تواناییمو احساس میکنم. با خودم میگم چرا زودتر شروع نکرده بودم. کار کردن در این زمینه برای رشته تحصیلی خودم ( طراحی صنعتی ) واجبه. اینم یکی دوتا نمونه کار.البته هنوز در ابتدای راه هستم و حالا حالاها مونده تا به تسلط بر نرم افزار برسم.
به جز گیتار مابقی کار خودم هستند.البته از منبع آموزشی خوبی هم بهره گرفتم.
----------------------------------------- وحید آقا یعنی داداش سعید هم آموزشیش تموم شد. ظاهرا آموزشی بهش خوش گذشته. چون معاف از رزم بوده. کسری خدمت هم خیلی خوب به دادش رسیده . فقط دو ماه دیگه خدمتداره. محمد هم که دیروز برگشو از پست تحویل گرفت و متوجه کد 37 و پادگان آموزشی نیروی زمینی ارتش واقع در عجب شیر تبریز شد . این خبر باعث تب محمد شد.البته تب روانی. طوری که تا شب تیک عصبی داشت. خیلی خیلی ناراحت شده بود. از دوری اونجا گلایه میکرد. عجب شیر یه جاییه که از نظر نا امنی کمی شبیه به زاهدانه. فقط کمی.البته دوری هر چند عذاب آوره اما باعث بی خیالی شده بنابراین احساس میکنه که خدمتش زود میگذره. کار من شده دلداری و روحیه دادن به محمد. البته هیچ جای نگرانی نیست. تازه اگر سختی هم بکشه پوستش کلفت میشه در واقع چیزی از دست نمیده چیزی بدست میاره.از نظر آب و هوایی هم که به مراتب از آب و هوای ماهشهر خودمون بهتره. سرابز بیچاره ای که ماهشهر خدمت کنه از نظر بدنی پخته میشه نه روحی و روانی و تجربی. خلاصه سعید و محمد روز یک شهریور اعزام میشوندو من هنوز ناباورم که بهترین دوستانم برای مدتی نه چندان کم از من دور خواهند بود. البته فکر هایی دارم که در زمان غیبتشان تغییرات خاصی بکنم تا بعد از آمدنشان سورپرایز شوند. دوستای گلم. همیشه براتون دعا میکنم. هر جا باشین خدا پشت و پناهتون باشه.
------------------------------- آخرین خبر اینکه امروز سومین تشکل خودگردان جوانان در استان خوزستان در شهر ماهشهر تاسیس شد و من جز اولین نفرات شرکت کننده و عضو شده بودم.در پست بعدی در موردش مینویسم. یا حق نوشته شده در تاريخ شنبه 23 مرداد1389 توسط فولاد آبدیده
|
جالبه نه. تا حالا در مورد این چیزا ننوشته بودم. نمیدونم. ادم دقیقی هستم. الان که مینویسم یادم نمیاد دقیقا چه چیزی باعث شده این پست رو که یک پست رزروی از قبلها بوده بنویسم چی بوده اما دقیقا یادم هست که چی میخواستم بنویسم. روی سخن من اینجا با خانوم های عزیزه. الهی من قربونتون برم.!!!!!!! شماها که جلیقه ی ضد گلوله و لباس آتش نشانی رو اختراع کردین چرا کلاه کاسکت رو هم خودتون اختراع نکردین. از روزی که شما اون دوتا رو اختراع کردین هیچ آتش نشانی نبوده که نخواد در حین ماموریت اطفاء حریق لباس ضد حریق بپوشه و هیچ نظامی جماعتی هم نبوده که از ضد گلوله بدش بیاد و نخوان در حین انجام عملیت بپوشه. مگه یک موتور سوار هم مثل اون دو تا جونش کف دستش نیست؟ مگه تا حالا پیک موتوری نبوده؟ پس چرا در مناطق گرمسیر باز هم موتور سواران عزیز تازنده اند تازَنده اند و البته کلاه کاسکت رو که محافظ جانشان است بر سر نمیگذارند. بهانه ی گرمی هوا و تنگی و ... را می آورند. در حالی که نظامی ها و مامورین آتش نشانی ابدا بهانه ی تنگی یا گرمی و خفه کننده بودن این البسه را نمی آورند. پس جریان چیست؟ همش تقصیر شما خانوم هاست. شما باید زودتر دست به کار میشدین و کلاه کاسکت رو اختراع میکردین چون اختراعات شما هم خاطر خواه دارند و عزیزند. البته حقتونه اگه الان با بهران کم و بی شوهری مواجه شده اید. خیل عظیمی از پسرای جوون مردم توسط موتور سیکلت های بی رحم جان به جان آفرین میتسلیمایند. پس لطفا لا اقل نوع جدیدی از کلاه کاسکت را ابداع کنید هر چند فایده ی چندانی نخواهد کرد!
نوشته شده در تاريخ شنبه 23 مرداد1389 توسط فولاد آبدیده
|
راه های دست یابی به حس و میل و حوصله و تقویت آن! سلام.ظاهرا خیلی وقته که از آپدیت وبلاگ خبری نبود. قبل از هر چیز فرا رسیدن ماه پر فیض و برکت رمضان رو به مسلمانان عزیز تبریک و تهنیت میگم و امیدوارم هر کسی به فراخور حالش بهترین استفاده رو از این مهمانی خدا بکنه. به هر حال یکسری گرفتاری های بیزینستی پیش اومده که هنوز به پایان نرسیده.
و در صورت طی شدن با موفقیت،اوضاع و احوال جدید بسیار بهتری خواهم داشت. در این چند
روز یک بار دیگه دو هزار و اندی کیلومتر سفر رفت و برگشتی پر ماجرا به زاهدان داشتم.
پست شرح احوال ایام اخیر رو بعدا مینویسم. بگذریم
ممکنه با دیدن قسمت اول این عنوان کسانی فکر کنند منظور خودم هستم که حوصله ی چیزی رو نداشته باشم. اما در واقع میخوام در مورد حوصله و حس و حال چیزی رو داشتن یا نداشتن حرف بزنم نه خودم . همونطور که میدونید داشتن حوصله بسیار از خصوصیات انسان های با اعتماد به نفس و موفقه و برای رسیدن به جایگاه های بالاتر در هر زمینه ای مخصوصا زمینه هایی که نیاز به تلاش و پشتکار فراوون دارند نیازمند حوصله ای بالایی هستیم. و نیز برای اینکه ما حوصله ی دیگران را داشته باشیم و یا دیگران حوصله ی ما را داشته باشند بایستی از موضوعاتی ارتباطی آگاه باشیم و در راستای نظم بخشیدن به این موضوعات و استفاده صحیح از اونها گام برداریم. و در آخر مطلبه این میپردازم که چه کار کنیم که حس و حال چیزی رو داشته باشیم یا به قولی حوصله ی چیزی رو که میدونیم به صلاح و نفعمون هست داشته باشیم. لطفا ادامه مطلب را مراجعه نمایید.
ادامه مطلب... |
|